خرید بک لینک

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

تاريخ : سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶ | 22:50 | نویسنده : اسیر سرنوشت غمبارمیثم |

لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید

برچسب: نویسنده: نوید خلیلی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 10:21


به نام خدا من میثم یاری متولد 18.11.1365استان خراسان جنوبی هستم و مطالب این وب لاگ یه جورایی مرتبط به زندگی منه لطفا اینساحل اشک را با نظرات خود شاد بفرمایید با تشکر

برچسب: نویسنده: نوید خلیلی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 10:21

عکس عاشقانه 2015 , عکس نوشته عاشقانه 2015 , عکس عاشقانه غمگین 2015 میخوام با سفید بنویسمت که تجمع همه رنگ هاست

و عاشقانه صدایت میکنم عشقی که حاصل جمع همه عشق هاست …

برچسب: نویسنده: نوید خلیلی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 10:21

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

تاريخ : سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶ | 22:58 | نویسنده : اسیر سرنوشت غمبارمیثم |

لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید

برچسب: نویسنده: نوید خلیلی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 10:21

http://rouzegar.com/wp-content/uploads/2015/02/love_love_Rouzegar.com_3.jpgوقتی یکیو دوست داری …
اشکشو در نیار …
با اشکاش از چشماش میوفتی …

ازش فاصله نگیر …
اگه سرد شه دیگه درست نمیشه …

باهاش قهر نکن …
بی تو بودن رو یاد میگیره …

تهدیدش نکن …
دعواش نکن …
میره پشته یکی دیگه قایم میشه …
اون ادم پناهش میشه …

برچسب: نویسنده: نوید خلیلی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 10:21

باز هنگام سحر قلمی از تکه زغالی مانده از آتش شبی سردمیلغزد بر روی تن سرد و بی روح ورق.و باز هم ردی از سوز دل بر روی خط های یخ زده کاغذ مینویسدوباز قصه پر غصه تکرار ….روزی درختی بودم تنومند و زیبا ، قدی کشیدهو شاخ و برگ تماشایی داشتم .عاشق شدم . . . !!!!عاشق صدای خوش هیزم شکن . . . !!!و تن خود را

برچسب: نویسنده: نوید خلیلی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 10:21

اول مادری که چشم به او دوختم…
دوم پدری که مردانگی را از او اموختم…
سوم رفیقی که جز مرام و معرفت چیزی از او نیاموختم…
سلامتی همشون

برچسب: نویسنده: نوید خلیلی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 10:21

.
اگر
قضاوت نکردی
دروغ نگفتی
خود را برتر ندیدی
زور نگفتی
حق به جانب نبودی
حسادت نکردی
دیگران را بخشیدی
محبت کردی
خوبی و کمک به دیگران کردی

آن وقت میتوانی بگویی
من قلبم پاک است!!


برچسب: نویسنده: نوید خلیلی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 11:37

بخونید خیلی قشنگه....ﺗﻮ ﯾﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﻣﺸﺮﻭﺏ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻥ...ﭘﯿﺮﯼ ﻧﻮﺑﺖ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺩﺍﺩﻧﺶ ﺭﺳﯿﺪ.ﮔﻔﺖ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺩﻭ ﺑﻮﺳﻪ ﮐﻪ ﻭﻗﺖ ﮔﺮﻓﺘﻨﺶ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﻤﯿﺸﻪ.ﻣﯿﮕﻦ :ﺩﻭ ﺑﻮﺳﻪﻣﯿﮕﻪ: ﺁﺭﻩ ﭘﺴﺮﻡﻣﯿﺨﻨﺪﻥ ﺑﻬﺶ...همه ﺳﺎﮐﺖ ﺷﺪنﯾﮑﯽ ﭘﯿﮏ ﺭﻭ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺖ ...ﮔﻔﺘﻦ: ﺣﺎﻻ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﮐﺪﻭﻡ ﺩﻭ ﺑﻮﺳﻪ؟؟؟ﮔــــــﻔﺖ: ﺍﻭﻟـــــﯿﺶ ﻭﻗـــﺘﯿﻪ ﮐﻪ ﺑﭽــــﻪ

برچسب: نویسنده: نوید خلیلی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 11:37

حرفی نزن چیزی نگو باید برایم گریه کردباید برای مردن افسانه هایم گریه کردعکسم درون آینه دارد چه زجری میکشدبعد از شکستم آینه در زیر پایم گریه کردثابت نشد من مجرمم یا چشمهای وحشی اتقاضی برای دادن حکم خطایم گریه کرددکتر نشسته پشت میز و نسخه را خط میزنداو هم که عاشق بوده از بهر شفایم گریه کردمادر که میدا

برچسب: نویسنده: نوید خلیلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 9:01

ترسم آخر زغم عشق تو دیوانه شوم،

بیخود از خود شوم و راهی میخانه شوم،

آنقدر باده بنوشم که شوم مست و خراب،

نه دگر دوست شناسم نه دگر جام شراب.

برچسب: نویسنده: نوید خلیلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 9:01

درون برکه ی چشمت زمانی ماه بودم
همیشه تابع حرف تو و همراه بودم

مسیر عاشقی ها را نشاندم یاس و پونه
از ان دلدادگان ساده ی گمراه بودم

خودت فهمیده ای گفتی به هر کس میرسیدی
که من حامی تو از اول این راه بودم

و از چشم تو افتادم مثال قطره اشکی
منی که روزگاری در نگاهت ماه بودم

برچسب: نویسنده: نوید خلیلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 9:01

اما نمیدانم چکارکنم
مثل پرنده ای لالم
که میخواهد آواز بخواند و نمیتواند
نیمی آتشم،
نیمی باران.
اما بارانم،
آتشم را خاموش نمی کند.

برچسب: نویسنده: نوید خلیلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 9:01

حوصله!…………………………سر!
عشق!………………………………پر!
مغز !………………………………هنگ!
سر!…………………………………درد!
دل!…………………………………تنگ!
چشم!………………………………تر !
گوش!………………………………کر!
مخ!…………………………………رد!
خسته نباشی"سرنوشت"
~~~~~~دمت گرم…~~~~

[ جمعه پنجم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 21:31 ] [ راده ی زمستان میثم ]

[ ]

برچسب: نویسنده: نوید خلیلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 9:01

.
من
بغلت نکردم
نبوسیدمت
زیره بارون باهات قدم نزدم
همش نزدیکت نبودم..

خاطره ای از با تو بودن ندارم..
من
فقط
از
دور
عجـــــیـــــــــــــــــــٻ دوستــــــــــتــــــــدارم


برچسب: نویسنده: نوید خلیلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 9:01

سنگ قبرمو دوستــــــــــ دارم چوڹ قراره بشه پاتوق مامانـــــم ...مردنمو دوستــــــــــ دارم چوڹ دیدنم قراره بشه آرزویه عشـــــقم ...تابوتمو دوستــــــــــ دارم چوڹ قراره واسه اولیڹ بار از خیلیا بالاتر باشم ...سردیه بدنمو دوستــــــــــ دارم چوڹ اولیڹ باریه ڪه دیگه ڪسی گرمامو حس نمیڪنه ...پارچه ی سیا

برچسب: نویسنده: نوید خلیلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 9:01

درد که به استخونت رسید:)دیگه مهم نیست چی میشهدیگه از گریه هم خبری نیستیه بغض لعنتی که کنج گلوت خونه کردهو شده همدمتیه سکوت عجیب که خودتم نمیدونی دلیلش چیه!کم کم به نفس عمیق کشیدنات عادت میکنی...واژه ها تو سرت رژه میرنولی هیچکدوم دردتو توصیف نمیکنن:)عادت میکنی به سردردای هر روز و هر شب:)کم حرفی نیسته

برچسب: نویسنده: نوید خلیلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 9:01

.
گرگ گفت:
خدايا
ادم هايت
من و زوزه هايم رادوس ندارند!
خدا گفت:
زوزه هاى تو بوى دل كندن مى دهند!
وادمها
عاشق دل بستن اند!
اما تو زوزه بكش و هميشه بخوان!كه زوزه تو:
حقيقت است و حقيقت تلخ

[ پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 6:10 ] [ راده ی زمستان میثم ]

[ ]

برچسب: نویسنده: نوید خلیلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 9:01

از عقابی پرسیدند ؛
آیا ترس به زمین افتادن را نداری
عقاب لبخند زد وگفت:
من انسان نیستم که با کمی به بلندی رفتن تکبر کنم
من در اوج بلندی نگاهم همیشه به زمین است

[ پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 6:12 ] [ راده ی زمستان میثم ]

[ ]

برچسب: نویسنده: نوید خلیلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 9:01

صفحه بندی